وقتی جهان‌های چندگانه در داستان‌های علمی تخیلی ظاهر می‌شوند، اغلب درباره شکل خاصی از جهان‌های چندگانه است: این ایده که تعداد بی‌نهایتی از نسخه‌های واقعیت ما در آنجا وجود دارد، یکی برای هر نتیجه کوانتومی احتمالی که می‌توانست رخ دهد. در حالی که این سناریوی جذابی است که از در نظر گرفتن واقعیت فیزیکی تفسیر جهان‌های چندگانه از مکانیک کوانتومی ناشی می‌شود، جهان‌های چندگانه متفاوتی وجود دارد که در واقع پیش‌بینی فیزیک نظری است: جهان‌های چندگانه تورمی. با این حال، این "طعم" از جهان‌های چندگانه بسیار متفاوت از نوع جهان‌های چندگانه‌ای است که اغلب در فیلم‌ها، ادبیات و برنامه‌های تلویزیونی خود با آن مواجه می‌شویم. در اینجا 10 واقعیت درباره جهان‌های چندگانه علمی وجود دارد که نحوه نگرش شما به واقعیت را تغییر می‌دهد.

وقتی مفهوم جهان‌های چندگانه را مطرح می‌کنید، احتمالاً با پاسخ‌های متنوعی روبرو خواهید شد. برخی به آن به عنوان ایده‌ای پر از امید نگاه می‌کنند: امیدی که نسخه‌ای از شما در آنجا وجود دارد که انتخابی جسورانه‌تر داشته، نتیجه‌ای بهتر به دست آورده، یا در نقطه‌ای از مسیر زندگی‌تان از یک اشتباه حیاتی اجتناب کرده است. شاید، در آن سوی جهان‌های چندگانه، نسخه‌ای از شما با زندگی بهتر، کیف پول پرپیمان‌تر، شغل و حرفه‌ای برتر، یا نسخه‌ای که از فقدان‌ها، بیماری‌ها، یا موانع بزرگی که مجبور به کنار آمدن با آن‌ها بوده‌اید، رنج نبرده باشد. از طرف دیگر، شاید نسخه‌هایی از شما در آنجا وجود داشته باشند که بسیار بدتر از شما رنج کشیده‌اند، از جمله نسخه‌هایی که در آن شما به سلامت و زنده به روزگار حاضر نرسیده‌اید. جهان‌های چندگانه، حداقل همانطور که اکثر مردم آن را تصور می‌کنند، به همان اندازه که مملو از هر نوع فیزیکی است، مملو از امیدها و ترس‌های ما نیز هست.

با این حال، خود جهان‌های چندگانه از فیزیک نشأت می‌گیرند! در ابتدا فقط دو مفهوم برای جهان‌های چندگانه وجود داشت:

  • مفهومی که از تفسیر جهان‌های چندگانه مکانیک کوانتومی ناشی می‌شود،
  • و مفهومی که از این واقعیت ناشی می‌شود که در آن سوی محدوده‌های جهان قابل مشاهده ما، "جهان بیشتری" وجود دارد که برای همیشه فراتر از دسترس ماست، شاید حتی مقدار بی‌نهایتی از آن، و شاید بخش‌هایی از آن بسیار، بسیار متفاوت از جهانی باشد که ما در آن زندگی می‌کنیم و می‌شناسیم.
  1. جهان ما دو بخش دارد: یک بخش قابل مشاهده و یک بخش غیرقابل مشاهده، و ما اطلاعات بسیار کمی (به جز محدودیت‌های پایین‌تر) در مورد بخش غیرقابل مشاهده داریم.

وقتی ایده "جهان‌های چندگانه" را به ساده‌ترین شکل آن تجزیه می‌کنید، به این مفهوم تقلیل می‌یابد که بله، ما جهان خودمان را داریم که می‌شناسیم و تشخیص می‌دهیم - جهان قابل مشاهده ما - اما مطمئناً "جهان بیشتری" فراتر از مرز آنچه حتی به طور بالقوه می‌توانیم مشاهده کنیم، وجود دارد.

مشخص می‌شود که این "بخش غیرقابل مشاهده" خود می‌تواند به دو جزء دیگر تقسیم شود:

  • جزءی که از همان "رویداد" انفجار بزرگ داغ که جهان قابل مشاهده ما از آن ناشی شده، پدید آمده است، با این تفاوت که فراتر از حد دید آینده‌ای قرار دارد که ما هرگز قادر به دیدن آن نخواهیم بود،
  • و جزءی که از انفجارهای بزرگ داغ دیگر ناشی می‌شود - یعنی جایی که تورم در مناطق جدا شده علّی از منطقه خودمان پایان می‌یابد - که خود می‌تواند به عنوان یک "جهان نوزاد" متمایز از جهان خودمان در نظر گرفته شود.

اگرچه اولین مورد از این دو، احتمالاً ستارگان، کهکشان‌ها، سیارات و موجودات زنده بسیاری دیگری را در خود جای داده است، ما هیچ راهی برای مشاهده و اندازه‌گیری آن نداریم. دومین مورد حتی دشوارتر است، زیرا هیچ راه قابل تصوری برای دسترسی به هیچ یک از این جهان‌های نوزاد دیگر در قوانین شناخته شده فعلی که طبیعت از آن پیروی می‌کند، وجود ندارد. و با این حال، هر دوی این‌ها به شدت مشکوک به وجود هستند، زیرا آن‌ها پیامدهای اجتناب‌ناپذیر واقعیتی هستند که امروز درک می‌کنیم.

جهان قابل مشاهده ممکن است از دیدگاه ما در همه جهات به اندازه 46 میلیارد سال نوری گسترش یابد، اما این منحصر به نقطه دید ما نیست؛ همه ناظران در همه مکان‌ها همین تجربه را خواهند داشت. مطمئناً جهان غیرقابل مشاهده بیشتری درست مانند جهان ما فراتر از محدودیت‌های آنچه می‌توانیم ببینیم وجود دارد. مرتبط کردن هر نقطه خاص با مرکز ناعادلانه است، زیرا آنچه ما درک می‌کنیم به جای هندسه جهان، با مقدار زمانی که از زمان انتشار نوری که امروز مشاهده می‌شود، گذشته است، تعیین می‌شود.

  1. هر "تصمیمی" که گرفته می‌شود، از جمله جایی که یک "نتیجه کوانتومی" تحقق می‌یابد، تنها یک نتیجه ممکن را منعکس می‌کند که می‌توانست رخ دهد. سایر نتایج ممکن کجا قرار دارند؟

هر بار که سکه‌ای را پرتاب می‌کنیم این را می‌دانیم: که این یک فرآیند تصادفی بود، و اگر همان سکه را با همان دست بارها و بارها پرتاب کنیم، تضمینی برای به دست آوردن همان نتیجه نخواهیم داشت. در واقع، اگر آن سکه را 100 بار پشت سر هم پرتاب کنید، و دنباله‌های "شیر یا خط" را که به دست می‌آورید یادداشت کنید، باید تقریباً یک نونیلیون (~10^30) بار آن سکه را 100 بار پرتاب کنید تا دنباله‌ای را که هنگام انجام 100 پرتاب اصلی خود به دست آوردید، بازتولید کنید.

با وجود این همه نتایج ممکن، چرا جهان ما به آن دنباله خاصی رسید که هنگام پرتاب 100 بار پشت سر هم آن سکه به دست آوردید؟ چه اتفاقی برای همه نتایج ممکن دیگر افتاد؟

خب، در فیزیک نظری، همه نتایج ممکنی که می‌توانستند رخ دهند (اما رخ ندادند) هنوز در جایی در واقعیت ما وجود دارند. با این حال، آنها لزوماً توسط فضای فیزیکی واقعی ما نشان داده نمی‌شوند: بلکه در فضای ریاضی وجود دارند که همه نتایج کوانتومی ممکن در آن قرار دارند، که از نظر ریاضی به عنوان فضای هیلبرت شناخته می‌شود. اینکه مجموعه خاصی از نتایج رخ دهد یا نه فقط با اندازه‌گیری یا مشاهده قابل تعیین است، اما تا زمانی که آن اندازه‌گیری یا مشاهده حیاتی رخ ندهد، واقعیت فقط در یک حالت نامعین وجود دارد: یک برهم نهی احتمال-وزن‌دار از همه نتایج ممکن.

ما معمولاً جهان خود را به عنوان پدید آمده از یک دوره پیشین تورم کیهانی تصور می‌کنیم، با انفجار بزرگ ما که در جایی رخ می‌دهد که یک منطقه از فضای متورم از تورم باز می‌ایستد و به سلطه ماده و تابش تبدیل می‌شود. با این حال، در مکان‌های دیگر، تورم به طور نامحدود ادامه می‌یابد و جهان‌های نوزاد (یا حبابی) دیگر را به وجود می‌آورد، که به طور بالقوه دارای خواص و شرایط بسیار متفاوتی نسبت به جهان ما هستند.

  1. با این حال، وقتی آن اندازه‌گیری یا مشاهده حیاتی را انجام می‌دهید، مسیری را تعیین می‌کنید که جهان محل سکونت شما را توصیف می‌کند. چه اتفاقی برای سایر نتایج ممکن می‌افتد؟

اینجاست که جهان‌های چندگانه از دیدگاه فیزیک کوانتومی وارد عمل می‌شوند. تفسیرهای مختلف فیزیک کوانتومی به مکانیسم‌های بسیار متفاوتی برای رفتن از:

  • یک توزیع احتمال قبل از مشاهده از نتایج بالقوه که به طور منحصر به فرد تعیین نشده است،
  • به یک تحقق پس از مشاهده از یک نتیجه خاص، جایی که همه نتایج ممکن دیگر جهان ما را توصیف نمی‌کنند،

منجر می‌شوند.

در تفسیر استاندارد (کپنهاگ)، ما به سادگی بیان می‌کنیم که عمل اندازه‌گیری، مشاهده یا "یک برهمکنش با انرژی کافی بالا و عدم قطعیت پایین" تابع موج را فرو می‌پاشاند.

اما تفسیرهای ممکن دیگری نیز وجود دارد. تفسیر گروهی، تفسیر تراکنشی، تفسیر دی‌بروی-بوم (موج پایلوت) و موارد دیگر وجود دارند. ایده جهان‌های چندگانه مکانیک کوانتومی از تفسیر جهان‌های چندگانه ناشی می‌شود، که فرض می‌کند همه نتایج ممکنی که می‌توانند رخ دهند، در واقع در جایی در این فضای هیلبرت رخ داده‌اند: یک فضای برداری بی‌نهایت بعدی. در حالی که ما فقط در یک "خط" از آن فضای برداری زندگی می‌کنیم که مربوط به نتیجه مشاهده شده/اندازه‌گیری شده برای آزمایش ما است، بقیه همه هنوز وجود دارند: فقط در جایی فراتر از دسترس ما در این فضای هیلبرت.

تفسیرهای متنوعی از مکانیک کوانتومی و تخصیص‌های متفاوت آن‌ها برای ویژگی‌های گوناگون وجود دارد. علی‌رغم تفاوت‌هایشان، هیچ آزمایشی شناخته نشده است که بتواند این تفسیرهای مختلف را از یکدیگر متمایز کند، اگرچه برخی از تفسیرها، مانند آن‌هایی که دارای متغیرهای پنهان محلی، واقعی و قطعی هستند، قابل رد شدن هستند.

  1. آیا این "بخش‌های دیگر فضای هیلبرت" می‌توانند از نظر فیزیکی واقعی باشند، اما صرفاً در جای دیگری قرار داشته باشند؟ این ایده پشت ترکیب جهان‌های چندگانه تورمی با تفسیر جهان‌های چندگانه فیزیک کوانتومی است.

تصور کنید یک ذره کوانتومی منفرد دارید و می‌خواهید چیزی در مورد آن بدانید: مثلاً اسپین آن در جهت z. اگر دو جهان یکسان را تصور کنید که هر کدام این ذره و دستگاه اندازه‌گیری (مثلاً یک آهنربا که در جهت z قرار گرفته است) را دارند، داشتن هر دو جهان برای نگه داشتن همه نتایج ممکن کافی خواهد بود. اگر به جای آن یک ذره کوانتومی ناپایدار منفرد داشتید و منتظر بودید تا ببینید آیا واپاشی شده است یا خیر، و می‌خواستید بدانید محصولات مختلف واپاشی در چه جهتی حرکت می‌کنند، داشتن دو جهان یکسان کافی نخواهد بود؛ در واقع به تعداد بی‌نهایتی از آن‌ها نیاز خواهید داشت.

دلیل اینکه به تعداد بی‌نهایت بزرگی از جهان‌ها نیاز دارید، دو جنبه دارد:

  • زمان پیوسته است، و بنابراین واپاشی در هر لحظه در طول مسیر احتمال غیر صفری برای واپاشی دارد،
  • و جهت واپاشی تصادفی است (و احتمالات پیوسته هستند)، بنابراین همه جهات ممکن باید در نظر گرفته شوند.

چگونه می‌توانید تعداد بی‌نهایت بزرگی از جهان‌ها را به دست آورید؟ شما به چیز دیگری نیاز دارید که به طور نامحدود و بی‌کران رشد کند. بنابراین، جهان‌های چندگانه تورمی، اگر به دنبال مکانی برای وجود همه این نتایج کوانتومی ممکن هستید، کاندیدای طبیعی است.

نوسانات کوانتومی ذاتی فضا، که در طول تورم کیهانی در سراسر جهان کشیده شدند، منجر به نوسانات چگالی نقش بسته در تابش پس‌زمینه مایکروویو کیهانی شدند، که به نوبه خود باعث پیدایش ستارگان، کهکشان‌ها و سایر ساختارهای بزرگ مقیاس در جهان امروز شد. این بهترین تصویری است که ما از نحوه رفتار کل جهان داریم، جایی که تورم مقدم بر انفجار بزرگ است و آن را تنظیم می‌کند. متأسفانه، ما فقط می‌توانیم به اطلاعات موجود در افق کیهانی خود دسترسی داشته باشیم، که همه بخشی از همان کسری از یک منطقه‌ای است که تورم در حدود 13.8 میلیارد سال پیش در آن به پایان رسید.

  1. جهان‌های چندگانه تورمی صرفاً با ترکیب دو مفهوم به وجود می‌آیند: مفهوم تورم کیهانی با این واقعیت که همه میدان‌های فیزیکی - از جمله، احتمالاً، میدان متورم کننده - ذاتاً کوانتومی هستند.

نظریه تورم کیهانی چیزی است که مقدم بر انفجار بزرگ داغ است و آن را تنظیم می‌کند. برای اینکه این نظریه کار کند، باید:

  • جهان در یک حالت خلاء کاذب وجود داشته باشد،
  • جایی که مقدار زیادی انرژی در "انرژی میدان" یا انرژی ذاتی فضا محصور شده است،
  • جایی که برای مدت زمان کافی طولانی در آنجا باقی می‌ماند، در حالی که متورم می‌شود با نرخ نمایی منبسط می‌شود (و فضای جدیدی ایجاد می‌کند)،
  • و سپس وقتی میدان به یک حالت انرژی پایین‌تر منتقل می‌شود، تورم به پایان می‌رسد،
  • آن انرژی میدان را به انرژی ذره تبدیل می‌کند،
  • و شروع انفجار بزرگ داغ را نشان می‌دهد.

روشی که ما معمولاً این را تجسم می‌کنیم، توپی است که در بالای یک تپه صاف قرار دارد: جایی که تورم (و انبساط نمایی فضا) تا زمانی که توپ در آنجا باقی بماند، ادامه می‌یابد. وقتی توپ از فلات پایین می‌غلتد، تورم پایان می‌یابد.

اما آن تصویر "توپ روی تپه" با تورم به عنوان یک میدان کلاسیک برخورد می‌کند، در حالی که در واقع ما در یک جهان کوانتومی زندگی می‌کنیم. بنابراین، اکنون تصور کنید که آن میدان در بالای فلات "پخش می‌شود". مطمئناً، برخی مکان‌ها پایان تورم را با غلتیدن توپ از لبه مشاهده می‌کنند، که منجر به انفجارهای بزرگ داغ و "جهان‌های نوزاد" خودشان در آنجا می‌شود. اما سپس، مکان‌های دیگر تورم را برای مدت طولانی‌تری ادامه می‌دهند و بیشتر و بیشتر به تورم ادامه می‌دهند: ایجاد فضای جدید. به این ترتیب، همیشه "جهان‌های نوزاد" جدیدی در طول این فرآیند ایجاد می‌شوند، اما همیشه مناطق جدیدی از فضا نیز وجود خواهند داشت که به طور مداوم برای همیشه متورم می‌شوند: حتی به طور ابدی.

تورم از هر حالت از پیش موجودی که آن را آغاز کرده باشد، پیش‌بینی می‌کند که مجموعه‌ای از جهان‌های مستقل با ادامه تورم به وجود می‌آیند، که هر کدام به طور کامل از هر جهان دیگری جدا هستند، و توسط فضای متورم بیشتری از هم جدا شده‌اند. یکی از این "حباب‌ها"، جایی که تورم به پایان رسید، حدود 13.8 میلیارد سال پیش جهان ما را به وجود آورد. امروزه، انرژی تاریک بر جهان غالب است و باعث می‌شود فضا به طور نمایی منبسط شود. این سناریوها ممکن است مرتبط باشند، اما ما نمی‌دانیم تورم قبل از انفجار بزرگ داغ چه مدت طول کشیده است: فقط می‌توانیم بگوییم "حداقل 10^-32 ثانیه" یا حدوداً.

  1. جهان‌های چندگانه تورمی و تفسیر جهان‌های چندگانه مکانیک کوانتومی هر دو می‌توانند تعداد بی‌نهایتی از احتمالات را بپذیرند، اما این یک "نوع" بی‌نهایت اساساً متفاوت برای هر کدام است.

این یک مفهوم چالش‌برانگیز برای بسیاری است: این ایده که برخی بی‌نهایت‌ها بزرگتر از بقیه هستند. به عنوان مثال، دنباله‌های زیر را در نظر بگیرید.

1، 2، 3، 4، 5، ...

2، 4، 6، 8، 10، ...

1، 4، 9، 16، 25، ...

2، 4، 8، 16، 32، ...

1، 10، 100، 1000، 10000، ...

1، 2، 6، 24، 120، ....

هر یک از این دنباله‌ها، اگر آن‌ها را به طور بی‌نهایت به جلو، به تعداد دلخواه زیادی از جملات، گسترش دهید، به وضوح همیشه به سمت بی‌نهایت میل می‌کنند، زیرا اعداد فقط بزرگتر و بزرگتر می‌شوند. اما همه آن‌ها با نرخ یکسانی بزرگتر نمی‌شوند.

دو دنباله اول به یک سری حسابی اشاره می‌کنند: آنها به سادگی همان عدد را به جمله قبلی اضافه می‌کنند تا جمله بعدی را به دست آورند. این‌ها به سمت بی‌نهایت میل می‌کنند، اما همان "طبقه" بی‌نهایت هستند. اگرچه دنباله سوم یک سری هندسی است، جایی که تفاوت بین جملات متوالی افزایش می‌یابد (به عنوان یک قانون توانی، در این مورد)، اما هنوز همان طبقه بی‌نهایت مانند دو مثال اول است. با این حال، دنباله‌های چهارم و پنجم نمونه‌هایی از دنباله‌های نمایی هستند: به عنوان عددی که به توان n می‌رسد، جایی که n تعداد جملات استفاده شده است. این یک طبقه بزرگتر از بی‌نهایت نسبت به سه مثال اول است و آنچه را که برای حجم فضا در طول تورم اتفاق می‌افتد، توصیف می‌کند. اما دنباله ششم و نهایی یک دنباله فاکتوریل است: دنباله‌ای مبتنی بر ترکیبیات. این هنوز یک طبقه بزرگتر از بی‌نهایت حتی از نمایی‌ها است، و طبقه‌ای است که احتمالات برهمکنش‌های متوالی بین ذرات در یک سیستم فیزیکی، مانند تعداد نتایج کوانتومی ممکن، را توصیف می‌کند. طبقات "نمایی" و "ترکیبیاتی" به ترتیب برای بی‌نهایت‌های جهان‌های چندگانه تورمی و جهان‌های چندگانه تفسیر جهان‌های چندگانه اعمال می‌شوند.

تورم (بالا) زمانی به پایان می‌رسد که یک توپ به دره غلت می‌خورد. اما میدان تورمی یک میدان کوانتومی است (وسط)، که با گذشت زمان پخش می‌شود. در حالی که بسیاری از مناطق فضا (بنفش، قرمز و فیروزه‌ای) پایان تورم را مشاهده می‌کنند، بسیاری دیگر (سبز، آبی) ادامه تورم را مشاهده می‌کنند، احتمالاً برای یک ابدیت (پایین). ماهیت کوانتومی تورم به این معنی است که در برخی از "جیب‌ها" جهان به پایان می‌رسد و در برخی دیگر ادامه می‌یابد.

  1. با این حال، تورم واقعاً به طور اجتناب‌ناپذیری جهان‌های چندگانه را تولید می‌کند: نوعی جهان‌های چندگانه بی‌نهایت نمایی. علاوه بر این، هنگامی که تورم شروع می‌شود، همیشه در برخی از جیب‌های جهان‌های چندگانه ادامه می‌یابد.

اگر نتایج واقعیت شماره 5 و واقعیت شماره 6 را با هم در نظر بگیریم، به چیز بسیار جالبی می‌رسیم: مفهوم تعداد بی‌نهایتی از جهان‌های پیوسته ایجاد شده که از تورم ناشی می‌شوند. به این فکر کنید که وقتی تورم - هر زمان و به هر نحوی که اتفاق افتاده باشد - شروع می‌شود چه اتفاقی می‌افتد. تکه‌ای از فضا، چه کوچک و چه بزرگ، شروع به انبساط نمایی می‌کند: در کسری کوچک از ثانیه دو برابر می‌شود، و سپس در بار بعدی که آن کسری از ثانیه سپری می‌شود دوباره دو برابر می‌شود، و سپس دوباره و دوباره و دوباره، بی‌وقفه. به دلیل ماهیت کوانتومی تورم، مقدار میدان تورمی به طور تصادفی در سراسر این فضا متفاوت است.

  • در برخی مناطق، میدان به لبه فلات می‌رسد و سقوط می‌کند: که منجر به انفجار بزرگ داغ و یک جهان نوزاد می‌شود.
  • در مناطق دیگر، میدان روی فلات باقی می‌ماند و به تورم ادامه می‌دهد: و هر "جهان نوزاد" را به طور متقابل از یکدیگر دور می‌کند.
  • در همین حال، مناطق دیگر به لبه فلات می‌رسند و سقوط می‌کنند و جهان‌های نوزاد جدیدی ایجاد می‌کنند.

از آنجا که همیشه منطقه‌ای بین هر دو جهان نوزاد وجود دارد که به تورم ادامه می‌دهد، می‌گوییم این به این معنی است که تورم از نظر آینده ابدی است: هنگامی که آن را شروع کردید، برای همیشه ادامه می‌یابد. شما واقعاً می‌توانید تعداد بی‌نهایتی از جهان‌ها را در جهان‌های چندگانه به این روش ایجاد کنید. در واقع، نمی‌توانید از انجام این کار اجتناب کنید. تنها مسئله این است که شما این جهان‌های جدید را با نرخ نمایی ایجاد می‌کنید: نوع بزرگی از بی‌نهایت، اما بزرگترین آن نیست.

تفسیر جهان‌های چندگانه مکانیک کوانتومی معتقد است که تعداد بی‌نهایتی از جهان‌های موازی وجود دارند که همه نتایج ممکن یک سیستم مکانیکی کوانتومی را در خود جای می‌دهند، و اینکه انجام یک مشاهده صرفاً یک مسیر را انتخاب می‌کند. این تفسیر از نظر فلسفی جالب است، اما اگر "جهان" کافی در آنجا وجود نداشته باشد که به طور فیزیکی همه این احتمالات را در خود جای دهد، هیچ معنای فیزیکی ندارد.

  1. با این حال، تعداد احتمالات مکانیکی کوانتومی سریع‌تر افزایش می‌یابد: به عنوان یک بی‌نهایت ترکیبیاتی. اگر تورم و تفسیر جهان‌های چندگانه را همزمان شروع کنید، نمی‌توانید نتایج کوانتومی را در جهان‌های چندگانه تورمی "جای دهید".

اکنون با مشکل بزرگی در تلاش برای تطبیق جهان‌های چندگانه‌ای که با آن آشنا هستیم - جهان‌های موازی بی‌نهایت که تعداد بی‌نهایتی از نسخه‌های شما، من و واقعیت مشترک ما را دارند - با جهان‌های چندگانه تورمی که می‌توانیم از نظر کیهان‌شناسی وجود فیزیکی آن را پیش‌بینی کنیم، روبرو می‌شویم. در آغاز انفجار بزرگ داغ، ما حدود 10^90 ذره در جهان قابل مشاهده خود تخمین می‌زنیم، از جمله فوتون‌ها، نوترینوها، کوارک‌ها و آنتی‌کوارک‌ها و گلوئون‌ها و لپتون‌های باردار و آنتی‌لپتون‌ها و موارد دیگر: هر آنچه جهان می‌تواند در این انرژی‌های بالا ایجاد کند، انجام می‌دهد.

و آن ذرات (و آنتی‌ذرات) به هم برخورد می‌کنند، جفت‌های ذره-آنتی‌ذره جدید ایجاد می‌کنند، نابود می‌شوند، واپاشی می‌کنند، برخورد می‌کنند، پراکنده می‌شوند، به هم جوش می‌خورند، از هم جدا می‌شوند و غیره. این حدود 13.8 میلیارد سال ادامه می‌یابد، حتی با انبساط و سرد شدن و گرانش جهان، که منجر به ایجاد یک شبکه کیهانی بزرگ با ستارگان، سیارات و حتی زندگی در آن می‌شود. به لطف ریاضیات ترکیبیات، می‌توانیم تخمین بزنیم که چند نتیجه ممکن برای چنین سیستم فیزیکی وجود دارد و ببینیم که آن عدد با گذشت زمان چگونه رشد می‌کند. جای تعجب نیست که به صورت ترکیبیاتی - مانند فاکتوریل - رشد می‌کند، که به این معنی است که برای جای دادن تعداد احتمالات در جهان‌های چندگانه تورمی، بیش از حد بزرگ و خیلی سریع رشد می‌کند. این طبقه بی‌نهایت بیش از حد بزرگ است که در "بی‌نهایت" دیگر ما جای بگیرد، زیرا یک بی‌نهایت ترکیبیاتی بزرگتر از یک بی‌نهایت نمایی است.

نمایشی از "جهان‌های" موازی مختلف که ممکن است در جیب‌های دیگر جهان‌های چندگانه وجود داشته باشند. با گذشت زمان، احتمالات بیشتری باید به وجود آیند، به این معنی که تعداد جهان‌هایی که باید برای در بر گرفتن همه آن‌ها وجود داشته باشند، باید حداقل به همان سرعت افزایش یابد، در غیر این صورت هیچ دو جهانی هرگز یکسان نخواهند بود.

  1. با این حال، یک راه قابل قبول برای جای دادن همه نتایج کوانتومی ممکن در جهان‌های چندگانه تورمی وجود دارد: اگر تورم برای مدت زمان بی‌نهایتی ادامه یابد، یا اگر جهان پیش از تورم به طور بی‌نهایت گسترده متولد شده باشد.

پس آیا این بدان معناست که جهان‌های چندگانه - یا حداقل، تفسیر جهان‌های چندگانه مکانیک کوانتومی - صرفاً علمی تخیلی است و به طور کامل از قلمرو امکان علمی جدا شده است؟ لزوماً نه، زیرا چند راه برای نجات آن وجود دارد، اما فقط اگر خود کیهان با این ایده مهربان باشد.

کل جهان، از جمله بخش‌های تورمی و غیر تورمی، می‌توانست به طور بی‌نهایت گسترده متولد شده باشد، و بنابراین مقدار واقعاً بی‌نهایتی از فضا شروع به تورم کرد. با توجه به اینکه یک سری ترکیبیاتی فقط در مدت زمان محدود (یا از حجم محدود فضا) به بی‌نهایت نزدیک می‌شود و هرگز به آن نمی‌رسد، این سناریویی است که در آن قابل قبول است.

کل جهان، از جمله بخشی از آن که وارد حالت تورمی شد، می‌توانست برای مدت زمان بی‌نهایتی وجود داشته باشد، حتی اگر با حجم محدود متولد شده باشد. منطقه‌ای از فضا که برای مدت زمان بی‌نهایتی متورم و به طور نمایی منبسط شده است، همیشه می‌تواند حتی یک "بی‌نهایت بزرگتر" را در خود جای دهد، اگر فقط به سمت بی‌نهایت میل کند، اما از مدت زمان محدودی از یک منطقه محدود فضا شروع شده باشد. این سناریوی دوم قابل قبول است.

یا، حتی اگر مقدار محدودی از فضا داشتیم که مدت زمان محدودی پیش شروع شده بود، باز هم می‌توانید جهان‌های چندگانه جهان‌های چندگانه را، حداقل در حال حاضر، در خود جای دهید، اگر منطقه متورم شما به اندازه کافی مدت‌ها پیش شروع شده باشد یا به اندازه کافی بزرگ باشد. این یک وضعیت موقت در این سناریوی سوم قابل قبول خواهد بود، زیرا در نهایت ترکیبیات از هر رشد نمایی پیشی می‌گیرد، و تنها جهان‌های چندگانه موجود سپس به حالت تورمی باز می‌گردد، با فقط یک زیرمجموعه محدود از نتایج ممکن که در جهان‌های چندگانه پر شده‌اند.

ایده جهان‌های چندگانه بیان می‌کند که تعداد بسیار زیادی جهان مانند جهان ما در آنجا وجود دارد، و جهان‌های دیگری که خواص آن‌ها ممکن است تفاوت‌های اساسی و شدیدی داشته باشد. اما برای اینکه تفسیر جهان‌های چندگانه مکانیک کوانتومی از نظر فیزیکی واقعی باشد، باید مکانی (یعنی یک جهان واقعی) برای قرار گرفتن این نتایج موازی وجود داشته باشد، و مگر اینکه تورم برای مدت زمان بی‌نهایتی رخ داده باشد، ریاضیات برای جای دادن آن‌ها به درستی کار نمی‌کند.

  1. تحت همه شرایط، هیچ راهی برای برقراری ارتباط، تبادل اطلاعات یا "تغییر واقعیت" با هیچ نسخه دیگری که ممکن است در جهان‌های چندگانه وجود داشته باشد، وجود ندارد.

اما این مهم‌ترین جنبه‌ای است که باید در مورد جهان‌های چندگانه درک شود: چه وجود داشته باشد چه نباشد، چیزی نیست که بتوانیم با آن تعامل داشته باشیم. چیزی نیست که بتواند به هیچ وجه بر ما تأثیر بگذارد: تصمیماتی که ما در اینجا، در این جهان قابل مشاهده می‌گیریم، و همچنین تمام تصمیماتی که در اطراف ما گرفته می‌شود که هیچ ارتباطی با عاملیت ما ندارد، تنها نتیجه کوانتومی است که ما هرگز خواهیم دید، می‌دانیم یا تجربه می‌کنیم. آنچه در این جهان اتفاق می‌افتد ممکن است منحصر به جهان ما نباشد، اما در واقعیت محل سکونت ما، هرگز به شکل دیگری نخواهد بود. تمام امیدها، ترس‌ها، "چه می‌شد اگرها" و "می‌توانست‌ها" که تصور می‌کنیم باید همانجا باقی بمانند: فقط در تخیلات ما.

حتی اگر نسخه دیگری از شما، من یا کل جهان شناخته شده ما در آنجا وجود داشته باشد، ما هرگز آن را نخواهیم دانست و هرگز قادر به کشف آن نخواهیم بود. این یکی از آن ایده‌های بزرگی است که مرز بین علم و فلسفه را در می‌نوردد، زیرا اگرچه جهان‌های چندگانه یک ایده مبتنی بر علم و نتیجه بهترین نظریه‌های علمی ما است، این واقعیت که ما هرگز نمی‌توانیم هیچ تأیید یا رد وجود آن را آزمایش، اندازه‌گیری یا مشاهده کنیم، آن را در نهایت از دیدگاه علمی حدسی و ناخوشایند می‌کند. 

"معنای این حرف این است که، در کل جهان‌های چندگانه، هر چقدر هم که وسیع باشد، فقط شما وجود دارید. فقط این یک نسخه از شما، با تنها زندگی‌ای که تا این لحظه داشته‌اید، با تنها فرصت برای زندگی کردن کامل زندگی‌تان، با بقیه آن که باقی مانده است، وجود دارد. و من شما را تشویق می‌کنم که دقیقاً همین کار را انجام دهید."