چه چیزی آزمایشهای جادوگر سالم، نوسان شاخص S&P 500، اتهام ریچارد جول برای بمبگذاری المپیک 1996 و مهاجرت ناگهانی مردم از نیجریه به کانادا در سال 2018 را مشترک است؟ شایعه!
در هر یک از این موقعیتها، شایعه - آنچه ما به دیگران درباره کسی یا چیزی میگوییم (حتی اگر همیشه درست نباشد) - اقدامات عجیب و غریبی را انگیزه میدهد: هدف قرار دادن و اعدام زنان، خرید و فروش دیوانهوار سهام، متهم کردن یک قهرمان بیگناه به ارتکاب جرم و کلاهبرداری خانوادهها با قرار دادن پسانداز و امنیت خود در معرض خطر.
اینها فقط چند نمونه از نحوه تأثیر شایعه بر تصمیمات ما هستند. گاهی اوقات، این میتواند بیگناه باشد - فقط از همسایه چتخون خود که دوست دارد همه را در مورد آخرین اخبار محله به روز نگه دارد، بپرسید. اما در مواقع دیگر، پیامدها مضر هستند. به همین دلیل جمعآوری و تولید شایعات باکیفیت که دقت اطلاعات را افزایش میدهد و ما را در تصمیمگیری بهتر راهنمایی میکند، بسیار مهم است.
اما چگونه میتوانیم به شایعات باکیفیت دست پیدا کنیم؟ معلوم است که تحقیق کیفی ممکن است فقط راه حلی باشد که به دنبال آن هستیم.
همه شایعهپراکنی میکنند و این اشکالی ندارد
قبل از اینکه نحوه کمک تحقیق کیفی در استفاده از تصمیمگیری روزمره خود را تجزیه کنیم، ابتدا باید اصول اولیه اساسی شایعهپراکنی را درک کنیم - به ویژه، شایعهپراکنی باکیفیت.
بیایید از ابتدا شروع کنیم. برخی از محققان معتقدند که شایعهپراکنی در ساختار تکاملی ما ریشه دارد.1 مبادله داستانها زمانی به عنوان یک مهارت بقا عمل میکرد،2 به عنوان یک "اکتشاف" یا میانبر ذهنی عمل میکرد و بار جستجو، به دست آوردن و تفسیر اطلاعات را در مورد محیط ما کاهش میداد. از این گذشته، قبلاً کسی بود که میتوانست اطلاعات حیاتی مورد نیاز ما را بدون اینکه ما مجبور باشیم انرژی خود را هدر دهیم و خودمان آن را حفاری کنیم، در اختیار ما قرار دهد.2،3
شایعهپراکنی در دوران مدرن همچنان بسیار تأثیرگذار است: این به ما کمک میکند تا روابط اعتماد ایجاد کنیم، دوستیها را تقویت کنیم،2 و شبکههای خود را تقویت کنیم.4 حتی بالاتر، شایعهپراکنی به عنوان کانالی برای برقراری ارتباط با هنجارهای اجتماعی مورد انتظار و یادگیری انتظارات جامعه ما در مورد رفتار ما عمل میکند.3 از سوی دیگر، شایعهپراکنی به ما امکان میدهد افرادی را که با این هنجارهای اجتماعی مطابقت ندارند و ممکن است برای ما یا جامعه ما خطراتی ایجاد کنند، شناسایی کنیم، به این ترتیب به عنوان نوعی "مکانیسم دفاعی" عمل میکند.1،4
اما آیا ما واقعاً اینقدر شایعهپراکنی میکنیم؟ تحقیقات میگوید بله - صرف نظر از سن، جنسیت و طبقه اجتماعی ما.5 برونگراها ممکن است کمی بیشتر از درونگراها شایعهپراکنی کنند، اما این بدان معنا نیست که درونگراها نیز از یک داستان آبدار لذت نمیبرند.6 طبق گفته رابرت دانبار، استاد برجسته روانشناسی تکاملی در آکسفورد، ما حدود 65% از مکالمات معمولی خود را با شایعهپراکنی میگذرانیم.1 (این، در صورتی که آن را از دست دادید، بیش از نیمی از وقت ما است!) و شایعهپراکنی در فضاهای عمومی و خصوصی رخ میدهد - از جمله (و به ویژه در) محل کار.
علاوه بر این، شایعهپراکنی طیف گستردهای از موضوعات را پوشش میدهد. ما در مورد افرادی که از نزدیک میشناسیم، کسانی که اصلاً نمیشناسیم،6 و حتی ممکن است در مورد خودمان شایعهپراکنی کنیم.2 ما در مورد وقایعی که مستقیماً شامل ما هستند و وقایعی که شامل افرادی دور از ما هستند، شایعهپراکنی میکنیم. ما به طور طبیعی جذب یادگیری در مورد بالا و پایین زندگی دیگران هستیم.3 علاوه بر این، دروغ نگویید - اکثر ما نمیتوانیم در مورد کسی که آنجا نیست تا از خود دفاع کند صحبت کنیم.
در این مرحله، شایعهپراکنی نه تنها برای بقا، بلکه برای سرگرمی خالص است. همچنین میتواند راهی تخلیه کننده برای بیرون آوردن اضطراب و عصبانیت ما - یا حتی هیجان باشد.2 به این ترتیب، شایعهپراکنی فقط شکل دیگری از داستانگویی است. برخی تحقیقات حتی ادعا کردهاند که شایعهپراکنی میتواند ما را تقریباً به اندازه ادبیات راضی کند.2 با این کاربردها در ذهن، شایعهپراکنی به طور شگفتانگیزی همیشه نیازی به معنای منفی ندارد. تحقیقات نشان داده است که میتواند کاملاً بیطرف و در واقع آموزنده باشد.1،6 که دقیقاً همان دلیلی است که قابلیت اطمینان شایعهپراکنی باید برای ما نگرانی باشد.
ما از یادگیری آنچه اتفاق افتاده، با چه کسی، چگونه، کجا و چرا لذت میبریم. ما حتی با شایعهپراکنیهای همکار در مورد انگیزهها، سناریوها و پیامدها گمانهزنی میکنیم و سعی میکنیم تمام جزئیات آبدار موقعیت را درک کنیم. اگر همه اینها با عکسها، فیلمها و شهادتها همراه باشد، حتی بهتر است… و خوب، این بسیار شبیه به اجزای اساسی تحقیق کیفی است، اینطور نیست؟ علاوه بر این، ما همه اغلب در شایعهپراکنی شرکت میکنیم و از آن برای به روز ماندن اخبار و ارتباط با دیگران استفاده میکنیم. این همه ما را به شرکتکنندگان کاملی برای تقویت کیفیت شایعهپراکنی از طریق روشهای تحقیق تصفیه شده تبدیل میکند.
شایعهپراکنی در تصمیمگیری
همانطور که مشخص کردهایم، شایعهپراکنی بخش بزرگی از زندگی روزمره ما است.7،8 از آنجایی که اهداف زیادی را دنبال میکند، اغلب تصمیمات مهمی را بر اساس آن میگیریم. این مشکلی نخواهد بود اگر بتوانیم مطمئن باشیم که تمام اطلاعاتی که دریافت کردهایم دقیق است - یا اینکه ابتدا شایعهپراکنی را به درستی درک کردهایم. اما متأسفانه، این هرگز تضمین نمیشود. شایعهپراکنی یک ساخت اجتماعی پیچیده است که شامل فرآیندهای شناختی بالاتر برای تفسیر زبان مجازی رایج، مانند استعارهها و کنایهها، و همچنین نشانههای غیرکلامی مانند حرکات یا علامتدهی است.1 همچنین مستلزم این است که ما درک کنیم یا حداقل در مورد اهداف فرستنده حدس بزنیم (که همیشه توسط استانداردهای اخلاقی بالا اداره نمیشوند)،2 و همچنین تأیید کنیم که آیا جزئیات حتی اصلاً واقعی هستند یا خیر.
یکی از بزرگترین چالشها در تجزیه و تحلیل دقیق شایعهپراکنی، وجود تعصبات شناختی است که در دریافت و تجزیه و تحلیل اطلاعات تداخل دارند. در اینجا فقط سه مورد از آنها آمده است:
پذیرشپذیری: تمایل به تغییر رفتار ما بر اساس نظرات یا پیشنهادات دیگران.همبستگی توهمی: تمایل به کشیدن ارتباط بین رویدادها، افراد و اقداماتی که ممکن است واقعاً وجود نداشته باشند.توهم اعتبار: تمایل به بیش از حد برآورد دقت قضاوتها و تفسیرهای ما، حتی اگر آگاه باشیم که جامعترین اطلاعات موجود را نداریم یا توانایی پردازش تمام دادههای دریافتی را نداریم.
برای انتخابهای کوچک که مستقیماً بر زندگی ما یا زندگی دیگران تأثیر نمیگذارند - مانند تصمیمگیری در مورد اینکه از کدام طرف در آخرین رسوایی جدایی سلبریتی حمایت کنید - شاید تکیه بر شایعهپراکنی به تنهایی اشکالی ندارد. اما ما نمیتوانیم (خوب، نباید) تصمیمات مهمی - مانند سرمایهگذاری تمام پساندازهای خود یا قطع ارتباط با کسی - را صرفاً بر اساس شایعاتی با منشأ مشکوک یا حتی نیت بد اتخاذ کنیم. به یاد داشته باشید که هیچ راهی وجود ندارد که توانایی پردازش تمام اطلاعات موجود را به طور همزمان بدون لغزش تعصبات یا حتی تعیین اینکه چه چیزی در وهله اول درست است، داشته باشیم. در چنین مواردی، زمان آن رسیده است که شایعهپراکنی خود را ارتقا دهیم، بهویژه اگر قرار است از آن برای تصمیمگیری استفاده کنیم.
چگونه شایعهپراکنی سطح بالا تهیه، جمعآوری و پردازش کنیم
شایعهپراکنی شامل تبادل اطلاعات در مورد افراد، موقعیتها یا چیزها است که اغلب با یک نظر ارزیابی همراه است - که تقریباً همان رویهای است که ما در مطالعات علمی دنبال میکنیم.
هنگامی که محققان به محیط طبیعی که شایعهپراکنی از آن سرچشمه میگیرد نزدیک میشوند، مشاهدات را انجام میدهند و با افراد درگیر صحبت میکنند، درگیر میشوند و سعی میکنند رفتارهای اجتماعی را درک کنند و یافتههای خود را با دیگران مورد بحث قرار دهند، در حال انجام کاری هستند که ما آن را تحقیق کیفی میدانی مینامیم. این نوع تحقیق با استفاده از روشهایی مانند مشاهده، مصاحبه و تحلیل مستند، برای درک پدیدههای اجتماعی و رفتارهای انسانی در زمینههای خاص هدف دارد. تحقیق کیفی با تحقیق کمی متمایز است که از دادههای عددی به عنوان منبع اصلی اطلاعات خود استفاده میکند و میتواند هنگام تلاش برای درک یک موقعیت چسبناک مانند شایعهپراکنی کوتاه بیاید.
برای ارزشمند بودن شایعهپراکنی و ارائه مزایا در حالی که خطرات را به حداقل میرساند، باید باکیفیت باشد. تحقیق کیفی زمانی مفید است که هدف درک نگرشها، رفتارها و فرآیندها در طول زمان و همچنین تلاش برای رمزگشایی معنای پیچیده پشت آنها باشد. محققان برجسته علوم اجتماعی و روششناسان پیشنهادات بیشماری ارائه دادهاند و استانداردهایی را برای ارتقای سطح کیفیت پرسشهای ما تعیین کردهاند. در اینجا سه مرحله اساسی در مورد نحوه دستیابی به این هدف آورده شده است.
1. دامنه شایعهپراکنی خود را تعریف کنید
صرف نظر از اینکه چقدر تلاش کنیم، در نهایت غیرممکن است که همه چیز را درباره همه بدانیم. اگر میخواهیم شایعهپراکنی کامل و باکیفیت داشته باشیم، باید نه تنها آنچه میخواهیم، بلکه آنچه آن را میخواهیم تعریف کنیم. این شامل تصمیمگیری در مورد اینکه چه کسی را بررسی خواهیم کرد (آنچه ما آن را "واحد تحلیل" مینامیم) و همچنین هدف تحقیق ما است.
همانطور که شایعهپراکنی از نظر دامنه متفاوت است، همین امر در مورد تحقیق کیفی نیز صدق میکند. آیا اطلاعات بسیار کمی در مورد موضوع خود دارید و تازه شروع به آشنایی با آن کردهاید؟ پس تحقیق شما اکتشافی خواهد بود. آیا میخواهید موقعیتها و رویدادها را با دقت شناسایی و گزارش کنید؟ پس تحقیق شما توصیفی خواهد بود. آیا میخواهید توضیح دهید که چرا چیزی اتفاق میافتد؟ پس تحقیق شما توضیحی خواهد بود.9
صرف نظر از اینکه مورد شما چیست، باید در مورد اینکه چقدر میخواهید با تحقیق خود پیش بروید، روشن باشید، زیرا بر اساس آن تصمیم، مراحل بعدی را برای تجزیه و تحلیل شایعهپراکنی خود تصمیم خواهید گرفت.
2. بهترین شایعهپراکنیها را شناسایی کنید، روش ایدهآل برای به دست آوردن اطلاعات را تعریف کنید و کار میدانی خوبی انجام دهید
اگرچه ممکن است بسیاری از افراد نظر خود را در مورد موضوعی که به آن علاقه دارید داشته باشند، اما همه نمیتوانند جزئیات آبدار و دقیق و صحیحی را که میخواهید ارائه دهند. شما همچنین باید در مورد روش مناسب برای به دست آوردن اطلاعات دقیق با توجه به موضوعی که در مورد آن پرس و جو میکنید، فکر کنید.10 اگر میخواهید دادههای متنی (اوراق پاناما؟)، صدا، ویدیو یا تصاویر (پاپاراتزی!)، شهادتها (همانطور که در Mindhunter دیده میشود) یا مصنوعات (مانند مجسمهسازی یا مبلمان) را جمعآوری و بررسی کنید، یک رویکرد کیفی چیزی است که شما به دنبال آن هستید.
هنگامی که یک برنامه در دست داریم، بهترین استراتژی این خواهد بود که زمینه را برای جمعآوری اطلاعات در مورد شایعهپراکنی فراهم کنیم. قبل از تماس مستقیم با کسانی که جزئیات آبدار دارند (در این مورد، ما آنها را شرکتکنندگان خود مینامیم)، مهم است که به دنبال اطلاعات موجود باشید. یک بررسی ادبی رویکرد سنتی برای این کار خواهد بود (اما استالک کردن حساب اینستاگرام کسی برای تلاش برای درک تاریخچه او نیز یک گزینه است) تا بهتر بحثها یا تفسیرهای قبلی موضوع را درک کنید.
هنگامی که در میدان هستیم، ایجاد ارتباط و اعتماد با افراد مناسب، یعنی ایجاد ارتباط، بسیار مهم است. در طول مکالمات با شرکتکنندگان - چه در مصاحبهها، گروههای تمرکز یا تنظیمات مشابه - باید بر علاقه اصلی خود تمرکز کنیم در حالی که برای برخورد با شایعات ارزشمند دیگر باز باشیم. همچنین بسیار مهم است که تمام تلاش خود را برای شناسایی منابع قابل اعتماد و تأیید اسناد یا دادههای دیگری که به دست آوردهایم انجام دهیم. میتوانیم این کار را با بررسی متقابل اطلاعات ارائه شده و یافتههای خود انجام دهیم (راه فانتزی برای گفتن این موضوع مثلثبندی است).12
3. نه تنها باید دادهها را جمعآوری کنیم، بلکه باید آن را تجزیه و تحلیل کنیم تا داستان را تعریف کنیم
دادهها زمانی ارزشمندترین هستند که بتوانیم معنای آنها را درک کنیم و یک روایت واضح و معقول در مورد تحقیقات خود بسازیم - که تقریباً به معنای پیدا کردن یک داستان خوب برای شایعهپراکنی ما است. این از طریق یک تجزیه و تحلیل سیستماتیک از دادههای جمعآوری شده برای کمک به ما در درک اینکه در مورد چیست، چه چیزی با چه چیزی همراه است و غیره حاصل میشود. میتوانیم این کار را با جستجوی الگوها و مضامین، طبقهبندی و گروهبندی دادهها، انجام مقایسهها و شناسایی روابط انجام دهیم.11 علاوه بر این، برای اینکه شایعهپراکنی و تحقیق اجتماعی مفید تلقی شود، مهم است که یافتههای خود را به کسانی که آن را شخصاً تجربه نکردهاند، ارتباط دهیم.
سرانجام، دو نکته مهم برای هر سه مرحله فوق، نیاز به اعتبار و قابلیت اعتماد و اولویتبندی جنبههای اخلاقی تحقیق ما است.
در زمینه شایعهپراکنی، اعتبار و قابلیت اعتماد - دو ویژگی کلیدی تحقیق کمی - میتوانند به عنوان قابل اعتماد بودن درک شوند. این شامل ترکیب قابل اعتماد بودن اطلاعات (اعتبار)، تا حدی که منتشرکننده شایعه اجازه میدهد ارزشهای خود را وارد بازی کند (تائیدپذیری) و تکرارپذیری آن در زمینههای دیگر (انتقالپذیری) و زمانها (اعتمادپذیری) است.12
رسیدن به قابل اعتماد بودن نیازمند بررسیهای منظم دادههای ما است. این شامل توجه ویژه به موارد پرت که از الگوها منحرف میشوند، استفاده از روشها و منابع مختلف برای اعتبارسنجی اطلاعات، نادیده گرفتن ارتباطات غیرقابل اعتماد و تأیید تفسیرهای ما با منابع اصلی است.11 علاوه بر این، باید در مورد تأثیر خود به عنوان محققان بر زمینه، اطلاعدهندگان، دادهها و تفسیرها تأمل کنیم. این تمرین به عنوان بازتاب شناخته میشود.13
اخلاق تحقیق اجتماعی فراتر از صرفاً یک فرد خوب بودن است. هنگام انجام تحقیق، مهم است که در نظر بگیرید که چنین چیزی به طور ذاتی شامل دخالت در زندگی دیگران است و از این رو باید مشارکت داوطلبانه آنها را تضمین کند. هنگام جمعآوری اطلاعات و پخش شایعهپراکنی - با این کار، منظور من اشتراکگذاری نتایج است - باید تمام تلاش خود را برای محافظت از محرمانگی و ناشناس بودن و همچنین اجتناب از آسیب رساندن به کسانی که اطلاعات ارزشمند خود را با ما به اشتراک گذاشتهاند، انجام دهیم.9
چگونه میتوان از شایعهپراکنی برای تصمیمگیری استفاده کرد؟
شایعهپراکنی بخش رایجی از رفتار انسان است و اهداف مختلفی را دنبال میکند، از بقا ضروری تا سرگرمی سرگرمکننده. اگرچه شایعهپراکنی میتواند پیامدهای منفی داشته باشد، اما همچنین میتواند آموزنده و ارزشمند باشد - یعنی اگر به صورت سیستماتیک انجام شود. روشهای تحقیق کیفی مانند مشاهده، مصاحبه و تحلیل مستند میتوانند برای جمعآوری شایعهپراکنی باکیفیت و استفاده از آن برای تصمیمگیری آگاهانه استفاده شوند. این شامل تعریف دامنه تحقیق، شناسایی منابع قابل اعتماد، انجام کار میدانی دقیق و تجزیه و تحلیل دادهها برای ساخت یک روایت منسجم است. حفظ قابل اعتماد بودن و تمامیت اخلاقی فرآیند تحقیق برای اطمینان از قابلیت اعتماد و اعتبار شایعهپراکنی جمعآوری شده بسیار مهم است.
در اینجا در TDL، ما متعهد به بهبود تصمیمگیری هستیم زیرا معتقدیم تصمیمات بهتر منجر به دنیای بهتری میشود. این همان دلیلی است که ما در زمینه علوم رفتاری هستیم. علاوه بر این، اگر صادق باشیم، ما نیز عاشق شایعهپراکنی هستیم. اما برای استفاده حداکثری از آن، اطمینان حاصل میکنیم که از مجموعه روشنی از معیارها برای آنچه کار خوب را تشکیل میدهد (آنچه ما آن را SPICE مینامیم) پیروی میکنیم. این شامل ایجاد نتایج مثبت و منصفانه برای افراد، سازمانها و جوامع و استفاده از شواهد به عنوان قطبنمای ما میشود.
اگر ارزش جمعآوری شایعهپراکنی بینشآمیز از ذینفعان، مشتریان، کارمندان یا سایر ذینفعان خود را برای بهبود تصمیمگیری سازمان خود تشخیص میدهید، در تماس با ما دریغ نکنید! ما مشتاق هستیم که در شایعهپراکنی سطح بالا، ترویج آگاهی اجتماعی و ارائه بینشهای مبتنی بر شواهد برای حداکثر کردن مزایا برای شما مشارکت کنیم.
دیدگاه خود را بنویسید